لوسی و گیلاس هایش

لوسی درخت گیلاسی در باغ خود داشت و همیشه هنگام فرا رسیدن تابستان گیلاس های تازه را از درخت خود می چید و در زنبیل می ریخت.

loosi-2 قصه لوسی و گیلاس هایش برای خردسالان به همراه نسخه pdf

یک روز هنگامی که زنبیل گیلاس ها را برای فروش به بازار می برد به گنجشک زردی برخورد کرد.

loosi-4 قصه لوسی و گیلاس هایش برای خردسالان به همراه نسخه pdf

بالهای گنجشک کوچولو زخمی شده بود و درد می کرد. لوسی که دختر مهربانی بود رو به او کرد و گفت: ناراحت نباش. اکنون بالهای ترا خوب می کنم.

loosi-3 قصه لوسی و گیلاس هایش برای خردسالان به همراه نسخه pdf

لوسی بال گنجشک را بست و خوب از او مواظبت کرد. تا کم کم بال گنجشک خوب شد و توانست پرواز کند.

loosi-5 قصه لوسی و گیلاس هایش برای خردسالان به همراه نسخه pdf

روز بعد که لوسی آخرین زنبیل گیلاس های خود را برای فروش به بازار می برد پایش به سنگی گرفت و زمین خورد. بدن لوسی خیلی درد گرفت.

loosi-6 قصه لوسی و گیلاس هایش برای خردسالان به همراه نسخه pdf

همه گیلاس ها روی زمین ریخته بود. لوسی گریه می کرد. گنجشک زرد صدای گریه لوسی را شناخت و از لانه خود بیرون آمد.

loosi-7 قصه لوسی و گیلاس هایش برای خردسالان به همراه نسخه pdf

گنجشک زرد دوستانش را صدا کرد و . گنجشکهای زرد و قهوه ای و سبز همه آمدند و گیلاس های لوسی را جمع کرده و در زنبیل ریختند.

loosi-8 قصه لوسی و گیلاس هایش برای خردسالان به همراه نسخه pdf

لوسی از اینکه گیلاسهایش جمع شده بود و می توانست آنها را در بازار بفروشد خوشحال شده بود . اکنون لوسی دوستان زیادی داشت که به او کمک می کردند

loosi-1 قصه لوسی و گیلاس هایش برای خردسالان به همراه نسخه pdf

شما همچنین می توانید کتاب لوسی و گیلاس هایش را از لینک زیر دانلود نمایید

نام کتاب لوسی و گیلاس هایش
نوع فایل pdf
تعداد صفحه 6
حجم 521kb
بخش قصه کودکانه
[ihc-hide-content ihc_mb_type=”show” ihc_mb_who=”4″ ihc_mb_template=”1″ ]

در صورت بروز مشکل در دانلود بر روی دکمه دانلود کلیک راست کرده و گزینه Save Link as و یا Save target as را انتخاب نمایید

[/ihc-hide-content]

مطالب مرتبط
عکسی کارتونی آقای هندوانه

آقای هندوانه – قصه خردسالان

1 دیدگاه
آقای هندوانه – قصه خردسالان هوا خیلی گرم بود. آقای هندوانه داشت به سمت خانه می رفت. ناگهان صدای گریه ی یک بچه را شنید. جلو رفت. دید یک بچه…
عکس کارتونی صندلی

دوتا صندلی،قصه برای کودکان

بدون دیدگاه
یک صندلی چرخ دار بود کنار میز کامپیوتر.یک صندلی چهارپایه بود کنار میز مطالعه. یک روز صندلی چرخ دار به صندلی چهارپایه گفت: آخی، تو نمی تونی مثل من دور…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این قسمت نباید خالی باشد
این قسمت نباید خالی باشد
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید

keyboard_arrow_up