عکس کارتونی صندلی
telegram468 دوتا صندلی،قصه برای کودکان

یک صندلی چرخ دار بود کنار میز کامپیوتر.یک صندلی چهارپایه بود کنار میز مطالعه.
یک روز صندلی چرخ دار به صندلی چهارپایه گفت: آخی، تو نمی تونی مثل من دور خودت بچرخی؟ چه بد.
مگه نه! و چند دور، دور خودش چرخید. صندلی چهارپایه نگاهی کرد .چیزی نگفت. صندلی چرخ دار بعد از این که چند دور چرخید، گفت: آخی تو نمی توانی مثل من از توی کامپیوتر فیلم تماشا کنی؟ چه بد. مگه نه!. و نشست وفیلم تماشا کرد.صندلی چهارپایه به صندلی چرخ دار نگاه کرد .چیزی نگفت.

قصه های کودکانه بیشتر

chair-300x300 دوتا صندلی،قصه برای کودکان
صندلی چرخ دار بعد از اینکه فیلمش را تماشا کرد دوباره گفت: آخی تو نمی توانی مثل من ورزش هم کنی؟ چه بد. مگه نه!
صندلی چرخ دار خودش را یک کم بالا و یک کم پایین کشید. چرخ هایش را قروقر این ور چرخاند و آن ور چرخاند و خندید. که یک هو دوتا از چرخ هایش قل خوردند و در رفتند ته اتاق.
صندلی چهارپایه گفت، وای وای چی شد.بعد هم گفت: آخی، دیگه نمی تونی دور خودت بچرخی؟ چه بد. مگه نه!
صندلی چرخ دارخجالت کشید .نمی دانست چه بکند.

قصه های صوتی گوش کنید

همان موقع یک نفر آمد و اورا برد تا حالش را خوب کند.بعد یک صندلی چهارپایه آورد. حالا دوتا صندلی بودند که هر دو چهارتا پایه داشتند آرام وراحت کارهایشان را می کردند.صندلی چهارپایه هم از این که یک دوست تازه پیدا کرده بود خوشحال بود.

نویسنده:  طاهره خرد ور

ایستگاه کودک

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *