نوشته‌ها

لاک پشت کارتونی

لاکو لاک ندارد – قصه ای برای خردسالان و کودکان

لاکو می خواست به مومو شنا یاد بدهد. خرسو گفت مواظب باشید. آدم ها را اینطرف ها دیده اند. مومو گفت مواظبیم . لاکو گفت : لاکو تندی توی لاکش قایم می شود. تو باید مواظب باشی مومو. مومو و لاکو به طرف رودخانه رفتند. نزدیک رودخانه یه صداهایی می آمد. تاپ…
قصه کودکانه ببعی همراه گله

قصه ببعی و گرگ – قصه گوسفند کوچولو و یه گرگ بدجنس

قصه ببعی و گرگ برای خردسالان و کودکان ببعی همراه گله به چرا رفته بود. شکمش پر از علف شده بود. ولی چشمش افتد به علف های روی تپه. با خودش گفت : یک کم دیگر بخورم. دیگه نخورم . سگ گله داد زد : آهای ببعی کجایی؟ زودتر بیا که می خواهیم برویم. …
گربه - کلیپ ارت

خشکشویی اژدهای بخاری – قصه کودکانه آشنایی با مشاغل

گل پامچال گل پامچال بیرون بیا ، بیرون بیا وقت بهاره، عزیز موقع کاره آقای پیس پیسی با سبیل های دسته موتوری و جلیقه ی سورمه ایش، توی مغازه بزرگش در حال کار بود. داشت برای خودش آواز می خواند که یک مرتبه صدایی شنید و رفت جلوی در مغازه و دید یک گربه…
آدمک های قرمز و آبی در کوه

آدمک ها – داستان کودکانه دو آدمک قرمز و آبی

آدمک ها - قصه کودکانه روزی یک نقاش دو آدمک کشید. آدمک آبی و آدمک قرمز آدمک آبی لبخندی زد و با شادی گفت : سلام زندگی آدمک قرمز هم با صدای بلند خندید و فریاد زد : باید هم جا را بگردم . هورا. دو آدمک به راه افتادند. آدمک قرمز با قدم های بلن…
قصه خرس کوچولو - عکس کارتونی خرس

قصه خرس کوچولو – چی تو کوله پشتی داری – قصه خردسالان

قصه خرس کوچولو - قصه خردسالان خرس کوچولو و پدر بزرگش از راه جنگل به خانه ی پدربزرگ خرس کوچولو می رفتند. وقتی گرسنه شدند ، زیر درختی نشستند و عسل خوردند. پدربزرگ گفت : حالا یه کم استراحت کنیم. و خودش گرفت خوابید. اما خرس کوچولو خوابش نمی گرفت. یکدف…
قصه صوتی بابا بزرگ نجار

قصه صوتی بابا بزرگ نجار

قصه صوتی بابا بزرگ نجار برای خردسالان و کودکان یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود دختری بود که با خانوادش تو یه شهر کوچیک زندگی می کردند. اونا یه خونه خیلی بزرگ داشتند. با یه حیاط درندشت. تو این حیاط دو تا باغچه بزرگ بود که درختهای زیادی داست…