عکس سکه - کلیپ ارت

قصه ی کودکانه سکه ی جهانگرد

بومب …. سال تحویل شد ….. عید شد با صدای بومب. سکه هم دیگر توی سفره هفت سین بند نشد. پرید و رفت بیرون. سکه یک جا نمی ماند. تو جیب می رفت. می پرید بیرون. تو کیف می رفت، قل می خورد و می رفت بیرون.
یک روز پرید و قل زد و رسید به یک گاو صندوق. صندوق خالی بود. هیچی توش نبود. سکه را که دید خوشحال شد. در را باز کرد و گفت : بفرما تو ! استراحت کن ! خستگی در کن.

sekeh قصه ی کودکانه سکه ی جهانگرد
قصه ی کودکانه سکه ی جهانگرد

سکه هم قل خورد توی گاو صندوق. گاو صندوق تندی درش را بست. خندید و گفت : حالا من خالی نیستم.
توی گاو صندوق خالی بود. هیچی نبود. هیچ کی نبود.
سکه از گاو صندوق خوشش نیامد.تق تق در زد و گفت:آهای گاوه ! پرم میاد. قلم میاد.از اینجا خوشم نمی آد . در رو باز کن برم بیرون.
گاو صندوق گفت : اهکی ! بزارم بری. نه نه نه. نمی ذارم بری.
سکه هر چه در را کوبید، گاو صندوق در را باز نکرد با خودش گفت : چه گاو صندوقی. چه زبان نفهمی! خیلی خب باشه. گاوی که گاوی ! و داد زد و گفت بزار برم بیرون.
شاید رفتم برات علف آوردم. علف تازه و خوش مزه خوش بوی بهاری.
اسم علف که آمد. گاو صندوق دهنش آب افتاد. دلش به تاپ تاپ افتاد. در را باز کرد و گفت : باشه برو . فقط زود بیا.
سکه هم قل خورد بیرون . اما زود نیامد. چون قل زد و قل قل زنان رفت که دور دنیا را بگردد.
از آن وقت شد . سکه ی جهانگرد نه سکه ی گاو صندوق.
لاله جعفری

ایستگاه کودک

مطالب مرتبط
عکس کارتونی صندلی

دوتا صندلی،قصه برای کودکان

بدون دیدگاه
یک صندلی چرخ دار بود کنار میز کامپیوتر.یک صندلی چهارپایه بود کنار میز مطالعه. یک روز صندلی چرخ دار به صندلی چهارپایه گفت: آخی، تو نمی تونی مثل من دور…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این قسمت نباید خالی باشد
این قسمت نباید خالی باشد
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید

keyboard_arrow_up