قصه صوتی شنل قرمزی با صدای فاطمه عرب
آیا به دنبال یک قصه شب دلنشین برای آرامش کودکتان هستید؟ در اینجا، یکی از ماندگارترین قصههای کودکانه جهان، قصه صوتی شنل قرمزی، را به شما تقدیم میکنیم. این نسخه بسیار ویژه، با روایت منحصر به فرد “فاطمه عرب” برای اولین بار از همین سایت منتشر گردیده است. این قصه صوتی کامل، علاوه بر ایجاد فضایی آرام برای خواب، به کودک کمک میکند تا مفاهیم مهمی چون هوشیاری ، احتیاط و عدم اعتماد به غریبهها و گوش دادن به والدین را درک کنند. برای دانلود فایل صوتی و شنیدن این قصه نوستالژیک، با ما همراه باشید.
این صفحه مخصوص نسخه صوتی است. اما اگر دوست دارید کتاب تصویری و PDF شنل قرمزی را دانلود کنید تا برای کودکتان بخوانید یا نقاشیهایش را ببینید، روی لینک زیر کلیک کنید
📥 [دانلود کتاب داستان شنل قرمزی (PDF تصویری) – کلیک کنید]
متن کامل قصه شنل قرمزی
یه دختری بود که با مامانش زندگی می کرد. دخترک یه شنل قرمز داشت که بخاطر همین بهش شنل قرمزی می گفتند. یه روز ماذربزرگ شنل قرمزی مریض شد و مامانش چونکه خیلی کار داشت نمی تونست بره و مادربزرگ رو سر بزنه . مامان یه کم فکر کرد و به شنل قرمزی گفت : دخترم من خوراکی های مقوی برای مادربزرگ آماده می کنم و تو زحمت بکش و اینها رو ببر برای اون تا بخوره و زودی خوب بشه.
شنل قرمزی و گرگ بدجنس
شنل قرمزی گفت : چشم مامان جونم. سبد خوراکی ها رو برداشت و به طرف خونه مامان بزرگ به راه افتاد. اما تو مسیر یهو آقا گرگ بدجنس جلوی راه شنل قرمزی رو گرفت و گفت: آی دخترک کجا داری می ری؟
شنل قرمزی بیچاره که خیلی ترسیده بود آروم گفت:
دارم خوراکی های مقوی می برم برای مادربزرگم. مریض شده .
گرگ توی ذهنش یه نقشه کشید. با خودش فکر کرد و گفت : منکه آدرس خونه اون پیرزن رو بلدم. می دونم کجاست. میرم و دست به کار میشم تا این دختره رو یه لقمه کنم.
گرگ بدجنس رفت و قبل از اینکه شنل قرمزی برسه رفت به خونه مامان بزرگ. در زد تق تق تق!
مادربزرگ گفت : دخترم شنل قرمزی بیا تو مادر در بازه . گرگ ناقلا پرید تو اتاق و مادربزرگ و خورد و لباساش رو پوشید. جای مادربزرگ توی رختخواب خوابش برد و منتظر موند تا شنل قرمزی بیاد.
شنل قرمزی از راه رسید. دید که در خونه بازه . بخاطر همین چند بار صدا زد و رفت تو خونه .
سلام کرد و آقا گرگه جواب سلامش رو داد.
شنل قرمزی گفت : مادر بزرگ چرا صداتون کلفت شده
گرگه گفت : بخاطر اینکه مریض شدم.
شنل قرمزی گفت :چرا اینقدر دندوناتون ترسناک شده
گرگه گفت : بخاطر اینکه تو رو بخورم
پرید و شنل قرمزی رو گرفت و شنل قرمزی شروع کرد به جیغ زدن.
گرگ بدجنس اونو خورد
نجات شنل قرمزی
اما آقا نجار مهربون که داشت درختها رو قطع می کرد صدای جیغ شنل قرمزی رو شنید و متوجه شد که گرگ به خونه مادربزرگ رفته و بخاطر همین خیلی زود خودش رو به اونجا رسوند و شکم آقا گرگ بدجنس رو پاره کرد و مادربزرگ و شنل قرمزی رو نجات دادو بعد با خوشحالی و دل خوش کنار همدیگر نشستند و اون خوراکیهای خوشمزه و مقوی رو خوردند.
اگر به دنبال یک **داستان کوتاه و آموزنده برای کودکان** هستید که هم سرگرمکننده باشد و هم پیام آموزشی داشته باشد، شنل قرمزی یکی از بهترین انتخابهاست. امیدواریم کودک دلبندتان از شنیدن این قصه لذت ببرد. ❤
پخش آنلاین
دانلود فایل صوتی قصه شنل قرمزی
| نام داستان صوتی کودکانه | شنل قرمزی |
| با صدای | فاطمه عرب |
| نوع فایل | mp3 |
| زمان | 04:34 |
| حجم | 4.2mb |
| دسته | داستان صوتی کودکانه |
دانلود قصه صوتی شنل قرمزی در لینک زیر
در صورت بروز مشکل در دانلود ترانه کودکانه بر روی دکمه دانلود کلیک راست کرده و گزینه Save Link as
و یا Save target as را انتخاب کنید.









4 دیدگاه. همین الان خارج شوید
عالی بود 🌹🌹🌷🌷
وای مرسی مرسی
ممنون عالی بود. فقط کاش آقا نجازر مهربون درختارو قطع نمیکرد
زیباست