شعر عروسک برای خردسالان و کودکان
بدون دیدگاه
عروسکی توی پارک رو صندلی نشسته دل کوچیکش انگار از تنهایی شکسته فکری میاد سراغم می گه که اونو بردار عروسکی که تنهاست واسه خودت نگه دار فوری برش…

از تويِ يك مغازه ، بابا ، بازم قراره
برايِ هفت سينِ عيد ، شيريني بياره
مامانِ مهربونم ، امسال بازم دوباره
برايِ عيدِ نوروز ، سفره مي ذاره
سنجد و سيب و سركه،كنارِ سير و سبزه
با سمنو و سماق ، به يادِ ما مياره
بعد از گذشتِ يك سال ، بازم بهاره
تعطيلاتِ نوروزي كنارِ مامان،بابا،چه كيفي داره
منبع : آبی آسمونی