دانلود نوار قصه قدیمی علیمردان خان به صورت صوتی mp3 و کلیپ

علیمردان خان سنبل و نشانه بچه های لوس و ننر و عزیز دردونه ای که به علت نوازش بیش از حد پدر و مادر بی تربیت و از خود راضی بار می آیند که انشاالله شما هرگز از این گروه بچه ها نیستید.
ماجرا از اونجا شروع میشه که چندین و چند سال قبل در یکی از شهرهای بزرگ ایران مرد به اصطلاح محترم و متولی به نام عباسقلی خان که به قول معروف ثروتش از پارو بالا نمی رفت برای اینکه دریاچه ثروتش رو به اقیانوس تبدیل کنه با یکی از پیردخترهای متکبر، اشرافی، ثروتمند و از خود راضی به نام شازده قمصورالملوک السلطنه ازدواج می کنه. سالها از اون ازدواج می گذره و اونها صاحب فرزند نمی شوند. از دکتر گرفته تا حکیم، خلاصه به هر دری که می زنند بچه دار نمی شوند.
اون زمان ها خرافات و جادو مخصوصا بین زنان طبقات اشرافی خیلی طرفدار داشت. یه روز برای زن عباسقلی خان خبر میارند که رمال زبردستی به شهرشون اومده و از زن عباسقلی خان می خواهند که پیش اون رمال زبردست بره. زن عباسقلی خان اولش راضی نبود و می گفت اگه عباسقلی خان بفهمه که اون رفته پیش رمال ، از اون جدا میشه. اما بلاخره راضی میشه و می روند میش رمال
علیک سلام همشیره
بفرمایید بفرمایید چه اتفاقی افتاده
رنگ به رخسار ندادرین چرا پریده رنگتون
دعوا شده منزلتون
قهر کردین از شوهرتون
هوو آورده سرتون
| در همین رابطه |
| دانلود کتاب علیمردان خان با فرمت pdf |
| دستان صوتی آقا موش شکمو از شرکت 48 داستان |
بگین خجالت نکشین
رمال باشه محرمتون
بگین درد دلتون
تا حل کنم مسالتون
رمال باشی مخلصتون
چاره هر مشکلتون
خلاصه رمال باشی از مشکلشون خبردار میشه و یه سری دارو به اونها می ده .
پخش آنلاین و دانلود mp3 و کلیپ در ادامه:
پخش آنلاین قصه صوتی علیمردان خان
دانلود داستان قدیمی علیمردان خان با فرمت mp3
| نام داستان صوتی | علیمردان خان |
| نوع فایل | mp3 |
| زمان | 52:16 |
| حجم | 13mb |
| دسته | داستان صوتی کودکانه |
دانلود کلیپ داستان علیمردان خان با عکس های کتاب از شرکت 48 داستان از سری ترانه های کودکانه قدیمی
| نام کلیپ | کلیپ تصویری علیمردان خان |
| نوع فایل | mp4 |
| زمان | 52:16 |
| حجم | 91mb |
| دسته | داستان صوتی کودکانه |
منبع : ایستگاه کودک










74 دیدگاه. همین الان خارج شوید
عالی بود یادش بخیر
یادش بخیر روزگار کودکی ما عالی بود و این داستان یکی از داستان های عالی و تربیتی دوران ما بود و بسیار تاثیر گذار 👏👏👏
یادش بخیر
هنوز تمام شعراش حفظمه
همش برای بچه هام تعریف میکنم دستتون درد نکنه
چه خاطراتی که زنده نشد یادش بخیر
در یک کلام عالیه و دستتون درد نکنه …
امیدوارم بچه هامون داستانهای آموزنده و ریشه دار قدیم رو یکی بهتر از دیگر بیاموزند و سینه به سینه نقالش باشن … دمتون گرم 🙏🥂
سلام
ما هم امیدواریم
ممنون از نظرتون
خیلی عالیه.
کادوی برادرم برای من این نواربود.
خیلی ممنون
سلام
خوشحالیم براتون مفید بوده
خیلی خوبه این داستان. من این داستان رو ۱۱ یا ۱۲ ساله بودم که شنیدم. کاستش رو از یکی از دوستانم امانت گرفتم و بعدها کلاً اونو بهم دادش. از اون زمان تقریباً سی و دو سال میگذره
یهو یادم افتاد و سرچ کردم عالی بود
نوار قصه رو برمیداشتم میرفتم خونه دوست پدرم با بچه های اونا گوش میدادیم یک نوستالژی بسیار عالی
یادش بخیر من الان 36 سالمه خیلی لذت بردم از شنیدنش
خیلی قصه ی اموزنده و خیلی قشنگه
بچه بودم که داداش بزرگم رو میخواستن حتنه کنن متاسفانه من توی دست و پا بودم که من هم بردم،، اینقدر گریه کردم که این نوار رو جایزه گرفتم،..
یادش بخیر چقدر با نورا قصههام حال میکردم هر چقدر گوش میکردم خسته نمشدم دوران عجیبی بود همه چیز ساده ودوست داشتنی لطفا لوبیا سحرامزومدرسه موشها روهم بزارید ممنون
باسلام.چه دورانی بود. یادش بخیر.
چقدر با صفا بود.
من 42 سالمه یادش بخیر قدیما پدرم کاستش رو آورده بود بچه بودیم گوش میدادیم هنوز بعد از این همه سال بعضی از شعر هاشو یادمه دمتون گرم
بزرگ علوی می نویسد …زندان قصر مردان بزرگی را به خود دیده است .از جمله شیر علیمردان خان بختیاری که وقتی به وی خبر می دهند اعدام میشود …سر وصورت خود را صفا می دهد و زیبا ترین جامه اش را بر تن می کند و به پیشواز مرگ میرود ….واین اراجیفی که در نمایشنامه آوردید ناشی از بیسوادی و مغرض بودن طراح ونویسنده است …
یادش به خیر زمان جنگ بود تو شهر ما نوار و کتابش هنوز نیومده بود پدرم از تهران برام خرید
یادش یخیر چه دورانی بود حالا که بهش فکر میکنم میفهمم که کودکی هیچوقت نباید تمام بشه
سلام . ترانه نستالژی منه . هنوز کاستش را دارم و اکثر شعرهاش را حفظ هستم و زمزمه میکنم .
ممنون از این کار زیبای شما
لطفا اگر امکان داره قصه گرگ بد گنده رو بذارید
پدر بزرگم هر وقت من و مى ديد اينو مى خوند خدا رحمتش كنه الان كه فكر مى كنم مى بينم خيلى بجا بوده
عالیه من دهه هشتادی هستم عین قدیمای مامانم
یادش بخیر ، من الان 40 سالمه و هنوز شعراش یادمه ، دمتون گرم که گذاشتین واسه دانلود ، چقد خوشحال شدم ، مرسی
ولی کیفیت فایل خیلی پایین بود.
ناامید شدم…
حیف
فقط میتونم بگم مغزم ارضا شد روانم پاک شد من رو برد به دوران بچگی به دهه ۶۰ واقعا دمتون گرم خیلی ممنون از شما سازنده محترم
سلام
همیشه سلامت باشید
بااین ک تواون دوران نبودم
مامانم ک برام میخوند جذب شدم خیلی جالبه وقشنگه:)
یادش بخیر ۱۰ -۱۲ سالم بود مادرم خدا بیامرز از یک کتاب فروشی برام کتاب ونوار قصشو خرید.(علیمردان خان) دلم میخواست بال در میاوردم تابرسم خونه. یک ضبط فیشر ژاپنی داشتیم یک هفته اول روزی دو تا سه بار قصه را گوش میدادم وازروی کتاب هم دنبال میکرم. زمان جنگ بود. اصلا خونواده یک جور دیگه بود
من الان ۳۵ سالمه هنوز علیمردان خان رو حفظم واقعا بچه که بودم خیلی روم تاثیر گذاشت یادش بخیر
عااالی برد منو بردید به دوران شیرین بچگی. من هنوزن حفظش بودم.دوران ما با وجود امکانات کم همه چی بهتر و اموزنده تر بود. بچه های الان اصول اخلاقی ندارن خیلی هاشون. تازه اینم بخوای برای بچه هاشون بزاری پدر و مادرشون هزار ناز و ادا میان که بد اموزی داره…اونم برای بجه های بی ادبشون.
😅من ۱۴ سالمه ولی خدایی تو ناز نعمت نیستم خالی نبند
ما ده هشتادیا گناه داریم🥺
….
احسنت موافقم
ومن هم همینطور
یادش بخیر، اون دوران فایل صوتی ش غیرمجاز بود، پدرم یواشکی برامون جور کرد
یادش بخیر
بر پدر کسی کع این داستانو نوشته . علیمردان خان یکی از بزرگان بختیار هست
این داستان هیچ ربطی به ایل بختیاری نداره چرا با این حرفها باعث میشید که مضحکه شویم این یک داستان قدیمی است و صرفا برای بچه ها بوده لطفا هر چیزی را به اندیشه های خود ربط ندهید
دقیقا حق با شماست.
ضمنا لهجهی علیمردان پسر عباسقلیخان مشهدیه.
کلیت داستان هم در مذمت پرورش بچهی لوس و ننریه که پدر و مادرش فقط پول و خوراکی به پاش ریختن.
مشتی، علیمردان خان شاملو پسر عباسقلی خان دوم شاملو بوده.خراسان هم بودن و اصل قضیه شعری هست که ایرج میرزا برای هجو اون سروده.شاملوها از زمان صفویه که جزو قزلباش بودن تا آخر قاجار حاکم و والی و ارباب منطقه بودن.
خیلی بیسوادی
عزیزدل برادر این داستان چه ربطی به اون علیمردان خان داره هرکس سیبیل داشت که بابای آدم نمیشه این یه داستان فلکلورخیلی قدیمی ترازدوران علیمردان خان ایل بختیاری که جزع افتخارات این مرزوبومه بوده ومطعلق به منطقه خراسان ومشهده که دهن به دهن منطقل شدوبصورت کتاب صوتی درِآمدواون زمان چه حالی میکردیم ما بااین داستان واین صوت وصداهای بی نظیر که یادشون بخیروخوشی
وای خدا ! نسل شما ها هنوز منقرض نشده ؟؟!
دوست عزیز این قصه ربطی به علیمردان بختیاری فرزند بیبیمریم بختیاری نداره این یک داستان و غصه قدیمی در خراسانه که شعر اون رو هم ایرجمیرزا سروده
اصلا همچین چیزی نبود
اون موقع نوار کاستش بود غیر مجاز هم نبود
دقیقا همینطور هست نوار کاست بود و دهه ۶۰ هم فروشش کاملا مجاز بود.
عزیز دلمن شما مال کدوم دوره ای مگه؟؟؟؟ این سری داستانها مال شرکت سوپراسکوپ بود که درسال 1358 مجوز گرفت و آثار رو بهصورت کاست دادن بازار که 48کاست با 48 داستان مختلف بود. اونی که شما میگی شهر قصه بیږن مفیده.
وای خدا ازدست این آدمهای خشکه متعصب ازروی نادانی ونفهمی وبیشعوری همه جاخودشون روقاطی میکنن ورگ گردن بادمیدن وباعث میشن آدم ۴تافحش هم به طرف بده ازناراحتی مثل الان که من میگم لعنت به پدرهرچی علیمردان خان هست
یادش بخیر
جالبه