عکس کارتونی مارمولک و قورباغه

مارمولکه گفت: من از تو تندتر می دوم.

قورباغه گفت : من از تو بیش تر می پرم

مارمولکه گفت : پس بیا با هم مسابقه بدهیم

marmoolak-300x150 داستان قورباغه و مارمولکه
مارمولک

قورباغه گفت : باشه

مارمولکه گفت : آماده باش! یک – دو – سه!

وقتی گفت سه، تندی دوید و رفت و از قورباغه جلو زد.

اما قورباغه جستی زد و پرید جلوتر از مار مولکه.

ولی مارمولکه هم نایستاده بود و هنوز داشت می دوید. بنابراین دوباره از کنار قورباغه رد شد و از او جلو زد. قورباغه یک جست دیگر زد و باز افتاد جلوتر از مارمولکه. ولی مارمولکه باز داشت می دوید و دوباره از قورباغه جلو زد. و قورباغه هم جستی زد و پرید جلوتر از او.

frog-300x243 داستان قورباغه و مارمولکه
قورباغه

هی مارمولکه دوید، قورباغه پرید.

مارمولکه دوید، قورباغه پرید

این جلو زد آن جلو افتاد. این جلو افتاد، آن جلو زد.

آخرش خسته شدند. مارمولکه دیگر نای دویدن نداشت.

قورباغه هم زور پریدن نداشت.

هر دو تایشان داشتند نفس نفس می زدند. وایستادند تا خستگی در کنند. وقتی نفسشان جا آمد، قورباغه گفت چقدر تند می دوی خسته شدم

marmoolak-ghorbagheh-237x300 داستان قورباغه و مارمولکه
مارمولک و قورباغه

مارمولکه گفت : چقدر زیاد می پری، نفسم بندآمد.

قورباغه گفت : تو از من تندتر می دوی

مارمولکه گفت : تو هم از من بیشتر می پری

بعد خنده شان گرفت و دو تایی با هم خندیدند و راه افتادند که بروند و کمی آب بخورند

مطالب مرتبط
قصه کودکانه سینمای شب

قصه کودکانه سینمای شب

6 دیدگاه
قصه کودکانه سینمای شب در یک شب آروم و مهتابی آسمون پر از ستاره های ریز و درشت بود. ماه، زیبایی آسمونو چند برابر کرده بود. یه شب که ماه…
داستان صوتی حسن کچل

داستان کودکانه صوتی حسن کچل

13 دیدگاه
داستان کودکانه صوتی حسن کچل این داستان که از داستانهای قدیمیه به صورت موزیکال و نمایشی  بوده و برای بچه ها می تواند جذاب باشد یکی بود، یکی نبود. غیر…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این قسمت نباید خالی باشد
این قسمت نباید خالی باشد
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید

keyboard_arrow_up