فیل کوچولوی رنگارنگ - المر
telegram468 قصه صوتی فیل کوچولوی رنگارنگ به نام المر برای خردسالان و کودکان

روزی روزگاری گله ای بود از فیل ها. فیلهای جوون، فیلهای پیر،فیل های بلند یا چاق یا لاغر. فیل هایی مانند این یا اون یا اون یکی. فیل های گوناگون. شاد و رنگارنگ. همه به جز المر.

المر با فیلهای دیگه فرق داشت. المر یه فیل کوچولوی رنگارنگ بود. زرد بود . نارنجی و قرمز و صورتی و بنفش و آبی و سبز و سیاه و سفید.

المر به رنگ فیل ها نبود. این المر بود که فیل ها رو شاد می کرد. گاهی اون با فیلها شوخی می کرد و گاهی اونها با اون شوخی می کزذند. اما همیشه المر شروع می کرد. اگه شده با یه لبخند کوچیک .

یه شب المر از فکر زیاد خوابش نمی برد. فکری که المر رو رها نمی کرد این بود که چرا باید با دیگران فرق داشته باشه. اون به خودش می گفت : چه کسی تاحالا شنیده که فیل رنگارنگ باشه. عجیب نیست که همه به من می خندند.

همچنین گوش کنید : فیل کوچولو با صدای مریم نشیبا

صبح هنگام پیش از اونکه فیل های دیگه بیدار بشن. المر خیلی آروم  بدون اینکه کسی بفهمه از اونجا رفت. هنگام گذر از جنگل المر به جانوران دیگر برخورد. مانند همیشه آنها گفتند صبح بخیر المر و المر لبخند زنان پاسخ داد صبح بخیر.

همه قصه های صوتی

پس از یک پیاده روی بلند المر اونچه رو که دنبالش بود پیدا کرد. یه بوته بزرگ پوشیده از توت های وحشی فیلی رنگ. المر بوته رو گرفت و تکون داد و تکون داد تا توت ها روی زمین ریختند. هنگامی که زمین از توت ها پوشیده شد المر روی زمین دراز کشید و غلتید و غلتید. به این سو و به آن سو و دوباره به پشت. سپس مشتی از توت ها رو برداشن و به سرتاشر بدنش مالید و خودش رو با آب توت وحشی رنگ کرد. طوری که هیچ نشانه ای از زرد، نارنجی قرمز و صورتی و بنفش و آبی و سبز و سیاه و سفید نموند.

 

خب برای اینکه بدونید قصه فیل کوچولوی رنگارنگ ما به کجا می رسه می تونین قصه رو کامل گوش کنید.

منبع : ایستگاه کودک

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *