شعر کودکانه پیرهن تور در مورد تابستان

تابستان

وقتی تابستون میاد
گرما با خود میاره
بابام برای گرما
یه فکر خوبی داره

تور و چسب و قیچی
کنار دست باباست
متر زبون درازی
تو جعبه ابزار ماست

پنجره ها وا می شن
پیرهن تور می پوشن
خنک می شن اتاقا
پنکه هامون خاموشن

مریم زرنشان

مطالب مرتبط
کلاس درس

شعر کودکانه سرکن ات کو

1 دیدگاه
امروز زنگ املا شاگرد تازه آمد شد هم کلاسی من او بود اهل مشهد آمد نشست پیشم واکرد دفترش را با یک مداد بی نوک خارند هی سرش را با…
شعر کودکانه ایران

شعر کودکانه ایران من

بدون دیدگاه
ریشه ام در خاک تونرم نرمک پا گرفتدر دل من مهر توذره ذره جا گرفت ای همیشه مهربانبا درخت کوه و سنگدر کتاب زندگیفصل فصلت رنگ رنگ در همین رابطه:…
شعر کودکانه سیب خنده

شعر کودکانه سیب خنده

بدون دیدگاه
شعر کودکانه سیب خنده   دانه وقتی سردر آورد بعد چندی زد جوانه پردر آورد آب با او مهربان شد شعر کودکانه سیب خنده مثل مادر باد از مادر به…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این قسمت نباید خالی باشد
این قسمت نباید خالی باشد
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید

keyboard_arrow_up