کلاس درس

امروز زنگ املا شاگرد تازه آمد شد

هم کلاسی من او بود اهل مشهد

آمد نشست پیشم واکرد دفترش را

با یک مداد بی نوک خارند هی سرش را

با لهجه  قشنگی پرسید سرکن ات کو

فهمیدم آن تراش است اما به لهجه او

kelas-dars شعر کودکانه سرکن ات کو

مطالب مرتبط

شعر مدرسه و کلاس درس

1 دیدگاه
مارمولکه یواشکی توی کلاس سرک کشید رفت و رو تخته ی کلاس عکس یه مارمولک کشید معلمش اومد و گفت قشنگ تر از این. دیگه نیست کنار نقاشی نوشت نمره…
عکس خورشید و ابر

شعر خط کشیدم آب شد

بدون دیدگاه
خط کشیدم آب شد رفت و رسید به دریا خوابید لا لا لا لا لا   خورشید خورشید آبو بیدار کرد با آفتابش بخار کرد بخار توی هوا رفت اون…
عید نوروز و سفره هفت سین

وقتی که سال نو میشه

بدون دیدگاه
وقتی که سال نو میشه عید دیدنی عالیه جمع که می شیم دور هم جای شما خالیه سفره هفت سین خونه ی بابا بزرگ  کنار سفره هفت سین گوش می کنیم…

1 دیدگاه. همین الان خارج شوید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این قسمت نباید خالی باشد
این قسمت نباید خالی باشد
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید

keyboard_arrow_up