telegram468 داستان الاغی که بار نمک داشت و الاغی که اسفنج(ابر) حمل می کرد

الاغ داری دو الاغ با خود می برد. یکی از الاغ ها گونی های سنگین پر از نمک را با خود حمل می کرد و دیگری بار بسیار سبک اسفنج (ابر)
الاغی که بار نمک داشت زیر سنگینی آن عرق می ریخت و رفیقش که بار سبک اسفنج را حمل می کرد در دلش به او می خندید. بهر حال از تپه ای بالا رفتند و از سمت دیگرش پایین آمدند و سرانجام به یک نهر آب رسیدند.
در اینجا الاغ دار برای عبور الاغ هایش از آب دچار اشکال شد.

او اول دهنه الاغی را که بار نمک داشت بدست گرفت و جلو افتاد. الاغ بیچاره به سختی می توانست با آن بار سنگین قدم از قدم بردارد.
الاغی که اسفنج بارش بود لب نهر ایستاده بود و به رفیقش که در اثر فشار آب به اینطرف و آنطرف می رفت، می خندید.
الاغ دار و الاغی که نمک حمل می کرد به وسط نهر رسیدند.در اینجا جریان آب تندتر شده بود و الاغ بیچاره نتوانست بیشتر از آن جلو برود و به زانو درآمد. در همین حال آب نمکها را حل کرد و با خود برد.
وقتی مقدار زیادی از نمکها را آب برد، الاغ که بارش سبک تر شده بود توانست روی پا بایستد و براحتی خودش را به آنطرف رودخانه برساند.

همچنین بخوانید: خلاصه داستان جادوگر شهر اوز

اما بشنوید از الاغی که بارش اسفنج بود.
وقتی الاغ دار الاغ اول را از آب گذراند، برگشت تا دومی را هم از آب بگذراند. او فکر کرد چون بار این یکی سبک است، بهتر است بر پشت او بنشیند و از رودخانه عبور کند. در ضمن الاغ هم پیش خودش فکر می کرد حالا براحتی از رودخانه عبور می کنم و پیش صاحبم خودی نشان می دهم.
اما وسط راه که رسید فکر کرد که چون بار رفیقش سبک شده مسلماً بقیه راه راحت تر خواهد بود و از او جلوتر خواهد رفت. پس بهتر دید که او هم خودش را به آب بیندازد تا مقداری از اسفنج ها را آب با خودش ببردو روی همین فکر وقتی به وسط نهر رسید خودش را به دست امواج داد.

قصه های بیشتر در بخش قصه کودکان

اما بچه ها ما میدانیم که اسفنج مثل شکر و نمک نیست و که در آب حل شود، بلکه اسنج آب را به خودش جذب می کند.
بله وقتی آب به اسفنجها رسید ، الاغ بدبخت متوجه شد که بارش مرتب سنگین تر می شود و نمی تواند به راحتی جلو برود . هر چه خودش را بیشتر در آب فرو کرد بارش سنگین تر شد و بلاخره مین آب بزانو در آمد و هر کاری کرد نتوانست از جایش بلند شود. خوشبختانه مردی از راه رسید و الاغ و صاحبش را از مرگ نجات داد. اما حالا آنها درس بزرگی آموخته بودند و آن اینکه: آب مثل هوا نیست

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *