عکس سکه - کلیپ ارت
telegram468 قصه ی کودکانه سکه ی جهانگرد

قصه ی کودکانه سکه ی جهانگرد

بومب …. سال تحویل شد ….. عید شد با صدای بومب. سکه هم دیگر توی سفره هفت سین بند نشد. پرید و رفت بیرون. سکه یک جا نمی ماند. تو جیب می رفت. می پرید بیرون. تو کیف می رفت، قل می خورد و می رفت بیرون.
یک روز پرید و قل زد و رسید به یک گاو صندوق. صندوق خالی بود. هیچی توش نبود. سکه را که دید خوشحال شد. در را باز کرد و گفت : بفرما تو ! استراحت کن ! خستگی در کن.

sekeh قصه ی کودکانه سکه ی جهانگرد

قصه ی کودکانه سکه ی جهانگرد

سکه هم قل خورد توی گاو صندوق. گاو صندوق تندی درش را بست. خندید و گفت : حالا من خالی نیستم.
توی گاو صندوق خالی بود. هیچی نبود. هیچ کی نبود.
سکه از گاو صندوق خوشش نیامد.تق تق در زد و گفت:آهای گاوه ! پرم میاد. قلم میاد.از اینجا خوشم نمی آد . در رو باز کن برم بیرون.
گاو صندوق گفت : اهکی ! بزارم بری. نه نه نه. نمی ذارم بری.
سکه هر چه در را کوبید، گاو صندوق در را باز نکرد با خودش گفت : چه گاو صندوقی. چه زبان نفهمی! خیلی خب باشه. گاوی که گاوی ! و داد زد و گفت بزار برم بیرون.
شاید رفتم برات علف آوردم. علف تازه و خوش مزه خوش بوی بهاری.
اسم علف که آمد. گاو صندوق دهنش آب افتاد. دلش به تاپ تاپ افتاد. در را باز کرد و گفت : باشه برو . فقط زود بیا.
سکه هم قل خورد بیرون . اما زود نیامد. چون قل زد و قل قل زنان رفت که دور دنیا را بگردد.
از آن وقت شد . سکه ی جهانگرد نه سکه ی گاو صندوق.
لاله جعفری

بیشتر بخوانید
خشکشویی اژدهای بخاری - قصه کودکانه آشنایی با مشاغل

ایستگاه کودک

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگو شرکت کنید؟
نظری بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *