قصه کودکانه شاخه ای که نه برگ داشت نه پرتقال
telegram468 قصه کودکانه شاخه ای که نه برگ داشت نه پرتقال

قصه کودکانه شاخه ای که نه برگ داشت نه پرتقال

صبح بعد از یک شب بارانی در باغ پرتقال، شاخه ی تقریبا بلندی چشم هایش را باز کرد. دید باد و باران ، نه برگی برایش باقی گذاشته بودند و نه پرتقالی.
جیغ بلندی کشید. آن قدر بلند که چند برگ از شاخه ی درختان با سرگیجه روی زمین افتادند. درخت ها با اعتراض گفتند : برای چه داد می زنی؟
شاخه خودش را بالا کشید. چرخی به شاخه های نازک ترش که مثل انگشت بود داد و گفت : ببینید نه برگی برایم مانده و نه پرتقالی. بعد، زد زیر گریه. شاخه همانطور که هق هق می کرد گفت : میشه چند تا میوه و برگ به من قرض بدید؟
شاخه ای پرسید : چی ! قرض ؟ چطور می خواهی نگهشان داری؟

orange-branch-istgahekoodak قصه کودکانه شاخه ای که نه برگ داشت نه پرتقال

قصه کودکانه شاخه

 

قصه کودکانه شاخه ای که نه برگ داشت نه پرتقال

شاخه انگشت های لاغرش را از هم باز کرد و گفت : توی مشتم.
شاخه های بالایی برایش برگ و پرتقال انداختند. شاخه سریع انگشت هایش را جمع کرد و همه را محکم نگه داشت . بعد نفس راحتی کشید.
همان موقع دو کلاغ شاخه را به هم نشان دادند.
یکی از آنها گفت : آن جا را ببین ! چه شاخه ی خسیسی ! برگ ها میوه هایش را توی مشتش نگه داشته .
دیگری گفت چه می گویی ! او با درخت های دیگر دعوا کرده . چنگ انداخته و یک مشت برگ و میوه کنده.
روزها گذشت و گذشت . برگ ها و میوه ها در مشت شاخه پلاسیده شدند، خشک شدند
شاخه با دیدن آنها جیغ کشید و همه را روی زمین ریخت.
پرتقال افتاد روی سر یک حلزون، حلزون شاخک هایش را بلند کرد و گفت : بی تربیت !
شاخه هر روز میوه و برگ قرض می گرفت . اما میوه ها و برگ ها چند روز بیشتر دوام نمی آوردند و روی زمین می ریختند. دیگر شاخه ای به او میوه و برگ قرض نمی داد بعد باران بارید. برف بارید.
تا اینکه خورشید از مشت ابرها بیرون آمد و بهار آماده ی آمدن شد. در یک روز نزدیک بهار شاخه با احساس خارشی زیر پوستش بیدار شد .
جوانه های کوچکی دید که از زیر پوستش بیرون می آمدند. حالا شاخه شکوفه هایی داشت که پرتقال می شدند. پرتقال هایی که مال خود خود او بودند.
صدیقه مولایی

بیشتر بخوانید
خلاصه داستان هایدی بر اساس رمانی از یوهانا اشپیزی 1880

ایستگاه کودک

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگو شرکت کنید؟
نظری بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *