قصه صوتی عقرب بدجنس - کلیپ ارت
telegram468 قصه صوتی عقرب بدجنس به همراه خلاصه داستان و لینک دانلود مستقیم

قصه صوتی عقرب بدجنس

خلاصه داستان

روزی روزگاری تو یه صحرای بی آب و علف، عقربی تنهای تنها زندگی می کرد. عقرب از تنهایی خودش خیلی ناراحت بود برای همین تصمیم گرفت به مسافرت بره تا کمی از تنهایی کم بشه و یه حال و هوایی عوض کنه . وسایل سفرش رو داخل چمدونش گذاشت و از توی لونش بیرون رفت.

همچنین گوش کنید: داستان صوتی فیل کوچولویی به نام المر
دانلود قصه های صوتی 

رفت و رفت و رفت تا به یه رودخونه پر آب رسید. وقتی رودخونه خروشان رو دید ترسید. و تصمیم گرفت برگرده و به طرف جنگل بره. اما بچه ها اینقدر خسته بود که دیگه توانایی برگشتن نداشت. همونجا لب رودخونه  ایستاد و نمی دونست چیکار کنه. ناگهان یه سنجاقکی پرواز کنان از راه رسید و روی ساقه بلندی نشست و به عقرب سلام کرد. بهش گفت : تو کی هستی تا حالا اینجاها ندیده بودمت . عقرب نگاهی بهش انداخت و گفت : سلام من عقرب هستم . توی صحرای بی آب و علف زندگی می کنم. راستی تو کی هستی. چه بالهای نازک و قشنگی داری. سنجاقک بهش لبخند زد و گفت: ممنونم. من سنجاقکم. کنار رودخونه زندگی می کنم. چه کار می کنی. عقرب چندونش رو بهش نشون داد و گفت: راستش من تصمیم گرفت به مسافرت برم و یه حال و هوایی عوض کنم. ولی وقتی این رودخونه پر آب و دیدم ترسیدم و منصرف شدم . سنجاقک با شنیدن این حرفش میگه : آره راست می گی. امروز رودخونه خیلی خروشانه . اگه واردش بشی غرق میشی حتما. ولی حیف که نمی تونی اونطرف رودخونه بری. آخه اونور خیلی زیبا و باصفاست. عقرب با شنیدن این حرف سنجاقک آه بلندی کشید و گفت : حیف که نمی تونم به اونطرف رودخونه برم. خوش به حالت که می تونی پرواز کنی. کاش می تونستی منو به اونطرف رودخونه ببری.

 

پخش آنلاین:

 

دانلود قصه صوتی عقرب بدجنس

نام قصه عقرب بدجنس
نوع فایل mp3
زمان 14:32
حجم 10mb
دسته داستان صوتی
دانلود

منبع : ایستگاه کودک

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگو شرکت کنید؟
نظری بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *